است ولى در مقام تمثيل و ذكر مثال به عكس اوّل مثال ضمير حاضر را آورده و پس از آن براى ضمير غائب شاهد آورده است و بعبارت ديگر برطبق لفّ و نشر مشوّق عمل كرده همانطوريكه در فرموده حقتعالى آيه ( 106 ) از سوره ( آل عمران ) چنين شده است .
يوم تبيّض وجوه و تسودّ وجوه ، و امّا الّذينّ اسودّت الخ .
شاهد در اينستكه ابتداء از سفيدرويان و سپس از سيهرويان نام برده شده ولى در مقام تفصيل به عكس شده يعنى اوّل به تفصيل حالات سيهرويان پرداخته و پس از آن شرح حال سفيدرويان داده شده است .
قوله : تقدّم ذكره : يعنى ذكر غائب .
قوله : و لا يرد على هذا : مشار اليه « هذا » تعريف و تفسيرى است كه براى ضمير ذكر شد .
قوله : لانّه وضع : ضمير در « لانّه » به اسم اشاره راجع است و اين عبارت علّت است براى « لا يرد » .
قوله : لزم منه حضوره : ضمائر مجرورى به مشار اليه عود مىكنند .
قوله : و لا الاسم الظّاهر : يعنى و لا يرد على هذا ايضا الاسم الظّاهر .
قوله : لانّه وضع لاعمّ : ضمير در « لانّه » به اسم ظاهر عود مىكند .
متن : « 55 »
و ذو اتّصال منه ما لا يبتدا * و لا يلى الّا اختيارا ابدا
تجزيه و تركيب
ذو اتّصال : مضاف و مضاف اليه ، مبتداء .
منه : جارّ و مجرور ، متعلّق است به « اتّصال » .
ما : موصوله ، خبر .