تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
اسم اشاره برشخص حاضر به دلالت التزامى دلالت دارد ولى ضمير حاضر به دلالت مطابقى برآن دالّ مىباشد . ايراد و سؤال ديگر گفته شد ضمير وضع شده است براى غائب يا حاضر اين عبارت مورد اشكال و مناقشه است زيرا شقّ اوّل آن شامل اسم ظاهر نيز مىشود چه آنكه وقتى مىگوئيم : زيد جاء ، لفظ زيد دلالت برشخص مىكند كه از مجلس خطاب غائب است و با اين ترتيب عبارت مذكور شامل « زيد » نيز مىشود پس بايد آن را از مصاديق ضمير غائب قرار داد در حالى كه مقابل آنست . جواب اسم ظاهر براى خصوص غائب يا شخص حاضر وضع نشده بلكه براى معناى كلّى جعل شده كه هم براى استعمالش در حاضر صلاحيّت داشته و هم براى به كار بردنش در غائب و بعبارت ديگر : ضمير دو لفظ دارد : يكى از آنها براى خصوص غائب وضع شده بطوريكه استعمالش در حاضر ممكن نيست همچون لفظ « هو » كه براى غير غائب صلاحيّت و قابليّت ندارد . و لفظ ديگرش صرفا در مقابل حاضر جعل شده بطوريكه در غائب قابل استعمال نيست مانند لفظ « انت » ولى اسم ظاهر وضعش اين گونه نبوده بلكه واضع آن را براى معناى كلّى وضع كرده كه هم مىتوان آن را در حاضر استعمال نمود و هم در غائب فلذا مىتوان گفت انت زيد چنانچه گفتن هو زيد نيز صحيح و بلا اشكال است پس بنابراين اسم ظاهر در تعريف ضمير داخل نمىشود . سپس شارح گويد : مصنّف ابتداء ضمير غائب را گفته و پس از آن نام ضمير حاضر را برده