است .
شارح گويد :
مضارعى كه آخرش الف باشد مانند « يرضى » .
و فعل مضارعى كه آخرش واو باشد مثل « يغزو » .
و آنچه آخرش ياء باشد نظير « يرمى » .
اين سه فعل از نظر نحاة معتلّ نام دارند .
حكم افعال سهگانه از نظر اعراب
سپس مصنّف گويد :
حكم مضارعى كه آخرش الف مىباشد اينستكه : غير جزمش در نيّت مىباشد .
شارح گويد :
مقصود از « غير جزم » رفع و نصب است و وجه تقدير ايندو آنست كه تحريك الف متعذّر و غير ممكنست .
و امّا مثال ايندو مانند : زيد يخشى شاهد در « يخشى » است كه رفعش در تقدير مىباشد .
و مانند : زيد لن يرضى شاهد در « يرضى » بوده كه نصبش مقدّر است .
مصنّف گويد :
مضارعى كه آخرش « واو » بوده همچون « يدعو » يا ياء باشد نظير « يرمى » نصبش را ظاهر نما .
شارح گويد :
وجه ظهور نصب در ايندو فعل همان است كه قبلا گفته شد يعنى فتحه خفيف بوده و از ظهورش برواو و ياء محذورى لازم نمىآيد مانند لن يدعو ( مثال براى ظهور نصب برواو ) و لن يرمى ( مثال است براى ظهور نصب برياء ) .