تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
يعنى حماء نباشد چه آنكه در صورت مماثلت با اينكلمات معرب بحركات بوده اگرچه اضافه به غير خود نيز شده باشد . و نيز در همين كتاب گفته : اب و اخ گاهى آخرشان مشدّد مىشود . پس از آن مصنّف گويد : لفظ « هن » نيز همينطور بوده و اعرابش نيابى است . شارح گويد : اينكلمه را كنايه از اسماء اجناس مىآورند يعنى وقتى نخواهند نام جنسى را صراحتا ببرند از اينكلمه بعنوان اشاره به آن استفاده مىكنند . ولى برخى از ارباب ادب گفته‌اند : لفظ مزبور كنايه است از چيزى كه ذكرش ناشايست و قبيح باشد . بعضى ديگر گفته‌اند : لفظ « هن » يعنى خصوص فرج . و در تسهيل مصنّف گفته است : گاهى نون اينكلمه را مشدّد مىآورند . سپس مصنّف در مصراع ديگر بيت مىگويد : در اين لفظ اخير ( يعنى هن ) نقص بهتر است . شارح گويد : مقصود از « نقص » اينستكه اعراب بحركات برنون باشد يعنى هن ، هنا ، هن . و تقدير عبارت چنين است : و النقص فى هذا الاخير احسن من الاتمام . و مراد از « اتمام » اعراب نيابى يعنى اعراب بحروف مىباشد . و شاهد براحسن بودن نقص از اتمام فرموده حضرت على عليه الصّلوة و السّلام است كه فرمودند : من تعزّى بعزاء الجاهليّة فاعضوه بهن ابيه و لا نكثوا .