في العقل كالإرث ثم مع عدمهم أجمع فعلى ضامن الجريرة إن كان هناك ضامن ثم مع عدمه ، أو فقره فالضامن الإمام من بيت المال
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و در صورتى كه قاتل اقربائى نداشته باشد عاقله او معتق وى مىباشد و در صورت نبودن معتق ضامن جريره عاقلهاش محسوب مىگردد و اگر ضامن جريره نيز نداشت امام عليه السلام ديه او را ميپردازد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اينست كه اگر اقربائى كه حكم به دخولشان در عقل مىشود وجود نداشتند معتق جانى بايد ديه او را بپردازد يعنى اگر زمانى جانى عبد بوده و مولايش او را آزاد كرده باشد مولاى مزبور مكلّف است كه ديه يادشده را بپردازد اگر معتق وجود نداشت يعنى از دنيا رفته بود عصبههاى معتق ديه را بايد بدهند و بفرضى كه عصبهها نيز در قيد حيات نباشند نوبت به معتق معتق ميرسد و اگر وى نيز زنده نباشد عصبههاى معتق معتق مكلّف به آن هستند و در صورت فقدان ايشان نيز معتق پدر معتق بايد آن را به عهده بگيرد و پس از آن نوبت بعصبههاى معتق پدر مىرسد به همان ترتيبى كه در مبحث ميراث معنون مىباشد .
لازم بتذكر است كه پسر و پدر معتق در اين حكم داخل نبوده اگرچه پدر بالا رفته يا اولاد پائين بيايند البته در دخول و عدم دخول ايشان همان خلافى است كه در دخول و عدم دخول پدر و پسر خود جانى وجود دارد .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 444
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٤٤