احتمال سوّم : كلمه [ عاقله ] مشتق از [ عقل ] به معناى منع مىباشد و چون در دوره جاهليّت و عصر بربريّت عشيره و خويشان قاتل به واسطه شمشير قاتل را از گزند ولىّ مقتول منع نموده و حفظ مىكردند و سپس در اسلام اين ممانعت بواسطه پرداختن مال حاصل گرديد لاجرم عاملين و فاعلين منع را بنام [ عاقله ] خواندهاند .
سپس مرحوم شارح در ذيل [ و هم من تقرّب الخ ] مىفرماين :
عاقله قاتل كسانى هستند كه از طريق پدر با وى منتسب مىشوند همچون برادران و خواهران و عموها و عمّهها و اولاد و فرزندان ايشان اگرچه فعلا و در وقت عهدهدار شدن ديه وارث قاتل محسوب نشوند مثل اينكه در طبقه ارثى افرادى وجود داشته باشند كه از ايشان بقاتل اقرب باشند .
برخى از فقهاء فرمودهاند :
عاقله كسانى هستند كه ديه قاتل را در صورت كشته شدنش به ارث ببرند و هرگز كسى را كه از ديه او ارث نمىبرد ملزم به پرداختن چيزى نمىكنند چه از مردان بوده و چه از زنان باشند .
بعضى ديگر گفتهاند :
عاقله كسانى هستند كه واجد سه شرط ذيل باشند :
1 - وارث قاتل باشند .
2 - مردانى بوده كه از طريق پدر يا مادر قاتل با او نزديك باشند .
3 - داراى عقل باشند .
حال اگر اقرباى از طرف پدر و مادر قاتل با هم متساوى بوده و در يك درجه و طبقه واقع شده باشند همچون اخوه پدرى و مادرى حكم اين
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 437
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٣٧