فرع
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر شخص ادّعاء نمود كه به واسطه جنايت جانى قوه شامّهاش ضعيف و ناقص شده است بعضى از فقهاء فرمودهاند وظيفه آن است كه وى قسم خورده و پس از آن حاكم بحسب اجتهادش چيزى را براى وى مقرّر نمايد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
وجه اين فرمايش آنست كه هيچ راه ديگرى غير از آن وجود ندارد ، چه آنكه نه بواسطه بيّنه و شاهد مىتوان ادّعاى وى را صادق دانست و نه امتحان و آزمايشى براى آن وجود دارد ولى درعينحال مرحوم مصنّف اين حكم را به قول نسبت داده و خودشان آن را اختيار نفرمودند زيرا دليلى بر آن در دست نيست مضافا به اينكه اصالة البرائة مقتضى عدم آن مىباشد و از طرف ديگر قسم خوردن مدّعى بر خلاف اصل است لذا وجهى ندارد كه مدّعى نقص را قسم بدهيم بلكه على الاقوى بايد منكر يعنى جانى قسم بر برائت بخورد .
قوله : و لو ادّعى نقصه : ضمير در [ نقصه ] به شمّ راجعست .
قوله : قيل يحلف الخ : قائل اين قول مرحوم علامه حلّى مىباشد .
قوله : و يوجب له الحاكم : ضمير در [ له ] به مدّعى نقص راجع است .
قوله : و انّما نسبه الى القول : ضمير فاعلى در [ نسبه ] به مرحوم مصنف و ضمير مفعولى به حكم مذكور در متن راجع است .
قوله : لعدم دليل عليه : ضمير در [ عليه ] بقول مذكور راجعست
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 348
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٤٨