و قيل : الدية ، لزوال المنفعة المخلوقة لأجلها و الجمال فيجري وجودها مجرى عدمها . و يضعف بأن ذلك لا يزيد على الشلل و هو لا يوجب زيادة على الثلثين ، مع أصالة البراءة من الزائد على الحكومة .
فرع
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر جانى به نحوى بر دو لب ديگرى جنايت وارد نمود كه لبهاى مجنى عليه جمع شده بطورى كه لب بالا به طرف بالا جسته و لب پائين بجانب پائين جذب گرديد حكم اين است كه بر عهده جانى حكومت يعنى ارش ثابت مىگردد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ تقلّص لبها ] اينست كه از هم دور شده بطورى كه روى هم ديگر واقع نشده و دندانها را نپوشانند ضد استرخاء .
سپس در دنبال [ فاحكومة ] مىافزايند :
دليل آن اين است كه در شرع انور براى اين جنايت ميزان و مقدّرى ثابت نشده تا به آن رجوع نمود لاجرم حكمش ارش مىباشد .
برخى از فقهاء فرمودهاند :
جنايت مذكور موجب ثبوت ديه است زيرا در اين فرض منفعتى كه لبها به منظور آن خلق شدهاند زائل شده و از بين رفته است مضافا به اين كه جمال و حسن شخص نيز بواسطه آن منتفى گشته لاجرم وجود لبها پس از چنين جنايتى بمنزله عدم آنها بوده در نتيجه بايد گفت گويا جانى اصل لبها را از بين برده و ديه آن ديه كامله است نه ثبوت ارش .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 233
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٣