العبد و المرأة مع الخنثى و اجتماع الثلاثة و غيرها
و ضابطه : اعتبار دية المقتول إن كان حرا . فإن زادت عن جنايته دفع إليه الزائد ، و إن ساوت ، أو نقصت اقتصر على قتله ، و قيمة العبد كذلك ما لم تزد عن دية الحر ورد الشريك الذي لا يقتل ما قابل جنايته من دية المقتول على الشريك ، إن استوعبت فاضل ديته أو قيمته للمردود ، و إلا رد الفاضل إلى الولي . و كذا القول لو كان الاشتراك في قتل امرأة ، أو خنثى ، و يجب تقديم الرد على الاستيفاء في جميع الفروض .
شرح فارسى :
حكم اشتراك عبد و زن در قتل حر و غير آن
مرحوم مصنف مىفرماين :
از آنچه ذكر شد حكم اشتراك عبد و وزن در قتل حرّ و نيز غير آن از فروض ديگر معلوم و دانسته مىشود .
شارح ( ره ) در ذيل [ و غير ذلك ] مىفرماين :
مقصود فروض و صور ديگر مىباشد همچون موردى كه هركدام از مرد حرّ و عبد و زن با خنثا در قتل مرد آزادى شركت كنند و نيز صورتى كه در قتل رّ سه تن شريك باشند و همچنين است غير آن از صور و فروض ديگر .
سپس مىفرماين :
ضابطه و قاعده كلّى اين است كه :
قاتلى را كه از باب قصاص مىكشند اگر حرّ و آزاد باشد ديهاش را ملاحظه مىكنند در صورتى كه از جنايتى كه وارد كرده بيشتر باشد مقدار زائد را لازم است بوى دفع كرده و سپس قصاص نمايند اگر ديه و جنايت با هم متساوى بوده يا ديه از آن كمتر باشد صرفا بر كشتن او اكتفاء كرده و بعد از قتل ولىّ مجنى عليه حق اخذ چيز ديگرى را ندارد .
و اگر قاتل عبد باشد و بخواهند وى را قصاص نمايند قيمتش را بايد