يا او را نزد شيرى انداخت بطورى كه امكان گريز از آن را نداشته باشد يا او را مبتلا به مارى نموده و مار او را نيشى زد كه كشنده باشد پس بواسطه آن مرد يا مارى را روى او انداخت و مار او را گزيد و به هلاكت رساند و يا وى را در چاهى كه ديگرى كنده انداخت به شرطى كه دافع به وجود آن چاه عالم و آگاه باشد كه در تمام اين صور جانى را قصاص بايد نمود .
ولى اگر دافع از وجود چاه بىاطّلاع بود قصاصش نمىكنند .
يا از روى ظلم و عدوان بر عليه او شهادت به امرى دهد كه موجب قصاص بوده و در نتيجه از او قصاص شود كه در اينجا شاهد زور را قصاص مىنمايند مگر آكه ولىّ مشهود له بداند كه شاهد در شهادتش تزوير نموده و معذلك امر قتل مشهود عليه را مباشرتا به عهده بگيرد كه در اين صورت شاهد را قصاص نكرده بلكه ولىّ را قصاص مىنمايند .
شارح ( ره ) در دنبال [ او القاء الى اسد الخ ] مىفرماين :
پس اگر شير مجنى عليه را بكشد ملقى و جانى را بايد قصاص نمود اعمّ از آنكه مجنى عليه را در جاى تنگ و مضيّقى نزد شير بياندازد يا در مكان فراخ و وسيعى همچون بيابان قرار دهد .
و در تعقيب [ او طرحها عليه فنهشه فهلك ] مىافزايند :
يا جانى بين مجنى عليه و مار در مكان تنگ و مضيّقى جمع كند كه در اين صورت نيز اگر مار مجنى عليه را گزيده و بكشد جانى را قصاص مىكنند چه آنكه جمع بين شخص و مار در مكان تنگ و ضيق از اسباب و اموريست كه غالبا به كشتن متهى مىشود .
و در دنبال [ او دفعه فى بئر حفرها الغير ] مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 46
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦