الف : على الاقوى بشهادت چهار شاهد عادل .
شارح ( ره ) مىفرماين :
همانطورى كه در زنا و لواط حكم چنين است كه با شهادت چهار مذكّر عادل ثابت مىشوند
و دليل آن اينست كه فعل ياد شده نيز اجمالا زنا و لواط بوده بلكه مىتوان آن را افحش و اقبح دانست از اينرو عموم ادلّهايكه ثبوت زنا و لواط موقوف بر شهادت چهار عادل قرار دادهاند اينجا را نيز شامل مىشود .
رأى و استدلال برخى از فقهاء
و در مقابل اين رأى برخى فرمودهاند :
فعل مذكور با شهادت دو مرد عادل ثابت مىشود زيرا بشهادت ايشان ، شهادت بر فعل واحدى استكه موجب حدّ واحدى مىباشد .
امّا اينكه شهادت بر فعل واحد است : به جهت آنكه فعل از يك طرف فقط صادر شده و تحقق يافته و آن از جانب واطى است و امّا از طرف موطؤ بملاحظه آنكه جماد و بىروح است اساسا فعلى تحقّق و وجود پيدا نكرده .
و امّا اينكه يك حدّ ثابت مىشود : وجهش آن است كه حدّ مسبب از فعل مزبور مىباشد و وقتى آن را واحد فرض كرديم مسبّبش نز بايد واحد فرض شود .
بنابراين وطى با ميّت همچون وطى با بهيمه بوده كه با شهادت دو نفر عادل ثابت مىشود بخلاف زنا و لواط با حىّ چه آنكه اينفعل در اين دو مورد در واقع دو فعل بوده كه يكى از فاعل صادر شده و ديگرى