البته در صورتى كه قيمتش به قدر نصاب باشد و اينكه مرحوم مصنّف عبارت را مطلق آورده و اين قيد را به آن اضافه نكردهاند همانطوريكه ساير فقهاء نيز كلامشان در اين مسئله مطلق مىباشد جهتش آن است كه غالبا مماليك ارزش و قيمتشان به قدر ربع دينار مىباشد از اينرو لزومى ندارد كه به آن تصريح شود .
و امّا قيد [ الصّغير ] در عبارت به منظور احتراز از موردى استكه مملوك كبير مميّز باشد چه آنكه سارق را مورد عقوبت قطع يد قرار نميدهند مگر آنكه خواب بوده يا در حكم آن باشد و يا بقدرى گنگ و خنگ باشد كه آقاى خود را از غير تميز و تشخيص ندهد چه آنكه در اين فرض اگرچه كبير و بالغ بوده امّا همچون صغير به حساب مىآيد .
ناگفته نماند در مملوك فرقى نيست بين اينكه قن بوده يا مدبّر و يا امّ ولد باشد .
ولى مكاتب مشمول اين حكم نيست زيرا مملوكيّتش در حدّ كمال نبوده و ملك مولى نسبت به آن تمام نمىباشد مگر آنكه مكاتب مشروط بوده كه در اين صورت اگر وى را به قن ملحق كنيم بىوجه نيست ، بلكه محتملست در مطلق نيز بتوان بالحاق قائل شد ولى مشروط به اينكه از مال الكتابتش مقدرى كه مساوى با ربع دينار است هنوز باقى مانده و بمولايش نپرداخته چه آنكه اين مكاتب در كثيرى از احكام همچون مملوك قن مىباشد .
قوله : و انّما اطلقه : ضمير فاعلى بمرحوم مصنف و ضمير مفعولى به [ المملوك الصغير ] راجعست .
قوله : كغيره : يعنى كغير المصنف ( ره ) .
قوله : بناء على الغالب : يعنى غالب قيمت مماليك به قدر
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 148
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٨