و شاهد و مؤيّد بر اين گفتار تعبيرى استكه در برخى از اخبار وارد شده و آن اينست :
انّهما يضربان مأة سوط غير سوط : يعنى مرد و زن مزبور را صد تازيانه به استثناى يكى يعنى نود و نه تا شلاق بايد بزنند .
ولى همانطورى كه مرحوم مصنف فرمودهاند در روايت صحيحى كه حلبى از مولانا الصادق عليه السلام نقل نموده و غير او نيز همين را حكايت كرده اينطور آمده كه :
زن و مرد ياد شده را صد تازيانه كه حدّ زانى است بايد زد .
ولى اين روايت محمول است بر موردى كه فاعل علاوه بر فعل مذكور و اضافه بر آن اصل فعل فحشاء را نيز بجاى آورده و دليل ما بر اين حمل جمع بين اخبار مىباشد .
قوله : و فى التقبيل المحرّم : از اطلاق عبارت استفاده مىشود كه فرقى نيست بين اينكه مرد به زنى كه بر وى حرام است بوسه بزند يا به صورت جوان و غلامى اين فعل را انجام دهد و حق هم همين است .
قوله : لانّه فعل محرّم : ضمير در [ لانّه ] به نوم الرّجل مع المرئة راجع است .
قوله : لا يبلغه : ضمير فاعلى به [ تعزير ] و ضمير مفعولى به [ حدّ ] برمىگردد .
قوله : كما ينبّه عليه : ضمير در [ عليه ] به كون المراد حدّ الزّنا راجع بوده و كلمه [ ينبّه ] به صيغه مضارع معلوم مىباشد .
قوله : فى بعض الاخبار : و از جمله اين اخبار حديثى استكه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج ( 18 ) ص ( 367 ) باينشرح نقل فرموده :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 215
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٥