دورى وى از همسرش كمتر از مسافت قصر نماز بوده يا بيشتر از آن باشد .
هشتم : وطى و دخول دمرد با حليلهاش معلوم باشد .
و تحقق و حصول علم به آن يا از طريق اقرار مرد به آن بوده و يا بشهادت بيّنه ثابت مىشود .
امّا خلوت تام و كامل بين آن دو يا متولّد شدن فرزند از زن هيچكدام دليل علمى بر حدوث وطى نمىباشند زيرا همانطورى كه قبلا ذكر نموديم ايندو اعم از حصول و تحقق وطى مىباشند .
تبصره
در تحقق احصان همانطورى كه گفتيم دخول در قبل شرط و معتبر است در حالى كه عبارت مرحوم مصنف اعم است چه آنكه ايشان به جاى لفظ [ دخول ] از كلمه [ اصابة ] و بدل [ قبل ] از [ فرج ] استفاده فرموده در حالى كه قبلا توضيح داديم اصابة از دخول و فرج نيز از قبل اعم مىباشند از اينرو اگر عبارت را اينطور مىفرمود :
احصان عبارتست از پنهان شدن مقدار حشفه از مرد بالغ الخ در قبل زنيكه مرد مالك استمتاع از او است الخ .
بمراتب كلام واضحتر و روشنتر بود .
سپس مرحوم شارح مىفرماين :
اطلاق كلمه [ اصابة الفرج ] اعم است از اينكه صاحب فرج دختر صغيره بوده يا كبيره باشد ، عاقله بوده يا مجنونه باشد در حالى كه امر چنين نيست بلكه در زن موطوئه همچون مرد واطى بلوغ شرط است و هرگز احصان در غير مرد و زن بالغ تحقق نمىيابد .
قوله : كونه متمكّنا منه : ضمير در [ كونه ] به مرد و در [ منه ] به فرج
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 100
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٠