فرزندان خود حاجب مىشوند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اين است كه قريب در هر مرتبهاى از بعيد نسبت به آن مرتبه مانع و حاجب مىشود اگر چه بعيد نيز اجمالا قريب محسوب مىشود .
توضيح و تفصيل
مثلا پدر و مادر و اولاد كه اهل مرتبه و طبقه اوّل هستند از برادران و اجداد كه اهل مرتبه دوّم مىباشند منع مىنمايند ، سپس برادران و خواهران و اولاد ايشان و همچنين اجداد اگر چه اجداد اعلا باشند از اعمام و اخوال كه طبقه سوّم هستند مانع مىباشند ، سپس اعمام و اخوال از اولاد خويش مانع مىباشند و سپس اولاد صلبى و بدون واسطه اعمام و اخوال از فرزندان خود كه نوههاى اعمام و اخوال مىباشند نيز حاجب مىباشند و به همين ترتيب نوهها از نبيرهها و نبيرهها از نتيجهها مانع هستند .
و همچنين اولاد صلبى ميّت و نيز برادران و خواهرانش از فرزندان خود مانع مىگردند يعنى تا فرزند ميّت حيات دارد به نوه و نبيره او نمىرسد و نيز تا برادر و خواهرش زنده مىباشند به برادرزاده و خواهرزاده ارث نمىدهند از اينرو شايسته بود كه مرحوم مصنف حاجب بودن اولاد صلبى ميّت را نسبت به اولاد غير صلبى و نيز مانع واقع شدن اخوه نسبت به اولاد اخوه را در متن ذكر مىفرمود .
ولى توجيهى كه براى ترك اينمعنا مىتوان ذكر كرد اينستكه :
مرحوم مصنف در اينجا صرفا بصدد بيان حكم حجب بوده نه آنكه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 94
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٤