الذي ارتد بسببه فإن تاب ، و إلا قتل ، و لا يقسم ماله حتى يقتل ، أو يموت ، و سيأتي بقية حكمه في باب الحدود إن شاء اللَّه تعالى .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ه : مرتد غير فطرى را نكشند بلكه ويرا توبه ميدهند ، پس اگر پذيرفت مطلوب حاصل است و در غير اين صورت او را مىكشند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از مرتد غير فطرى كه در اصطلاح به آن مرتدّ ملى مىگويند كسى است كه نطفهاش در وقتى منعقد شده كه هيچيك از پدر و مادرش مسلمان نبودهاند و حاصل آنكه از پدر و مادر كافر متولّد شده و سپس بعد از بلوغ اسلام اختيار كرده و بعد از آن بواسطه انكار ضرورى از ضروريات دين و ارتكاب گناهى كه كفرآور است از مسلمان بودن خارج گردد .
حكم وى اينست كه ابتداء او را نميكشند بلكه از او ميخواهند از گناهى كه به سببش مرتدّ گرديده توبه كند ، پس اگر پذيرفت و توبه نمود او را رها كرده و در غير اين صورت وى را مىكشند .
و از امتيازات آن نسبت به مرتد فطرى اين است كه تا او را نكشته يا خودش فوت نكرده اموالش را تقسيم نمىكنند و انشاء اللّه بقيّه احكام وى را در كتاب حدود بيان خواهيم نمود .
قوله : لا يقتل معجّلا : يعنى قبل از توبه دادن .
قوله : ارتدّ بسببه : ضمير در [ بسببه ] به ذنب راجعست .
متن :
و المرأة لا تقتل بالارتداد ، لقصور عقلها و لكن تحبس و تضرب أوقات الصلوات حتى تتوب ، أو تموت ، و كذلك الخنثى للشك في ذكوريته المسلطة على قتله .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 36
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٦