ساير افراد داخل در مطلق ميراث مىباشند .
و اگر تمام از نظر انتساب به ميّت با هم متساوى باشند وارث در اختيار يكى از آنها على الاقوى مخيّر بوده و هركدام را كه بخواهد بعنوان حبوه تملّك مىنمايد .
ولى محتمل است بگوئيم در اين فرض بايد براى تعيين حبوه بقرعه متمسّك شد .
سپس مىفرماين :
عمامه چون از جمله ثياب بوده لاجرم متعدد از آن در حبوه داخل بوده و تمامش متعلّق به فرزند ارشد مىباشد .
پس از آن مىافزايند :
در دخول اشيائيكه بعنوان زينت براى شمشير محسوب مىشوند همچون جواهرى كه در تيغ آن نشانده باشند و همچنين در حبوه بودن غلاف شمشير و بند آن و نيز جعبهاى كه قرآن را در آن مينهند دو احتمال است :
احتمال اوّل : آنكه بگوئيم اين اشياء بملاحظه تابع بودنشان از نظر عرف داخلند .
احتمال دوّم : آنكه ملتزم شويم به عدم دخولشان زيرا حقيقتا و واقعا اين اشياء از شمشير و مصحف منتفى مىباشند لذا در عنوان حبوه داخل نمىباشند .
ولى از نظر ما اقوى اين است كه داخل مىباشند زيرا همانطوريكه اشاره شد عرف آنها را تابع دانسته و بدين ترتيب انفكاكشان شايسته و سزاوار نيست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 285
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٨٥