ولى در مقابل اين قول برخى از فقهاء فرمودهاند :
اولاد دختر ارث را بين خود بنحو مساوى تقسيم مىنمايند يعنى مذكور و مؤنث يكسان مىبرند همان طورى كه منسوبين مادرى ميّت نظير خاله و دائى يا برادران و خواهران مادرى ميراث را بنحو تساوى بين خويش توزيع مىكنند .
پس از اين حكم مىتوان قاعده كليّهاى را در باب ارث تحصيل كرد و آن اين است كه ورثهاى كه از طرف پدر به ميّت منتسب شده لازم است مال را بين خود اثلاثا تقسيم نمايند و ورّاثيكه از جانب مادر منسوب به ميّت هستند همچون اولاد دخترى بايد ارث را بين خود بنحو تساوى توزيع كنند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين قاعده كلّى نيست حتّى به اعتراف قائل چه آنكه اولاد خواهر پدرى ميّت در صورتى كه ذكور و اناث باشند مال را للذكر مثل حظّ الانثيين تقسيم مىكنند .
بنابراين حقّ همان است كه در قول قبلى گفته شد و عموم للذكر مثل حظّ الانثيين مقتضى آن مىباشد .
قوله : فى كلّ مرتبة : يعنى اولاد اولاد چه در مرتبه پسرى بوده و چه در مرتبه دخترى باشند .
قوله : او فى بعضها : مثلا اولاد دخترى متعدّد بوده و اولاد پسرى واحد باشد .
قوله : و لا معارض لها : ضمير در [ لها ] به آيه مذكور راجعست .
قوله : و يعارض : به صيغه مجهول بوده و ضمير نائب فاعلى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 271
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧١