جمله آنها است كنايه و نداء را به قصد تحرير استعمال نموده باشد معذلك عتق با آنها حاصل نمىگردد .
سپس در مقام اقامه دليل بر آن مىفرماين :
و وجه آن اينست كه در حصول حريّت و آزادى براى مملوك لازمست صرفا اكتفاء به الفاظى شود كه يقين بوقوع عتق با آنها داريم و همانطورى كه اشاره شد چون شرعا دليلى بر اعتبار الفاظ مذكور در دست نيست لاجرم وقوع عتق مشكوك و احتمالى مىباشد .
و دليل ديگر در خصوص نداء آنست كه اساسا نداء از انشاء بعيد بوده و مشكل است كه بتوان با آن صيغه انشاء عتق يا امر ديگرى را اجراء نمود .
احتمال بعضى در وقوع عتق با نداء و تضعيف آن
شارح ( ره ) مىفرماين :
برخى احتمال دادهاند كه عتق با نداء واقع شود و در تقرير آن چنين فرمودهاند :
شارح مقدّس براى اشاره بمملوك در مقام اعتاق لفظ خاصّى را اعتبار و لحاظ نفرموده بلكه تمام اعتبارش متوجّه تحرير و آزادى عبد مىباشد و اين معنا با لفظ مزبور حاصل مىشود چه آنكه مضمون و مفاد آن بحسب فرض ايجاد عتق و آزادى بنده مىباشد .
مضافا به اينكه استعمال كلمه [ يا ] به معناى [ انت ] يا [ فلان ] با داشتن قصد جايز است پس مانعى از وقوع عتق وجود ندارد .
شارح ( ره ) مىفرماين :