لازمست مرد در ضمن شهادت به آنچه بزن نسبت داده تلفّظ بنمايد و شرح آن اينست كه :
حاكم بمرد بگويد :
بگو : اشهد باللّه انّى لمن الصّادقين فيما رميتها به من الزّنا ، ( شهادت بحقتعالى مىدهم كه من در نسبت زنائى كه بهمسرم دادهام راستگو مىباشم ) .
پس مرد بدون فاصله متابعت كرده و آنچه حاكم به وى تلقين نموده بازگو نمايد .
و وجه اينكه شهادت مرد بايد بعد از تلقين حاكم بوده و پيش از آن جايز نيست آنست كه لعان قسم بوده پس پيش از استحلاف حاكم اعتبارى نداشته و مورد اعتناء نميباشد اگر چه در آن شائبه و احتمال شهادت نيز مىرود .
يا مىتوان گفت لعان شهادت است و قبل از اذن حاكم نبايد اداء شود .
و بهر تقدير اگر لعان به منظور نفى ولد باشد اين فقره را به الفاظ مذكور اضافه نموده و بگويد :
و انّ هذا الولد من زنا و ليس منّى ( اين ولد از زنا بوده و از من نيست ) .
تعبيرى كه ذكر شد عبارت مرحوم علامه در تحرير است و ايشان اضافه كرده و فرموده است :
اگر در لعانى كه براى نفى ولد مىباشد اكتفاء بيكى از دو عبارت شود و هردو ذكر نگردد جايز نيست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 154
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٤