للرجعة على الكفارة كما مر أو يطلق .
شرح فارسى :
مرحوم مصنّف مىفرماين :
ن : اگر مرد در عود به زن يا كفّاره دادن مسامحه كرده و اقدام به آنها ننمود زن مىتواند نزد حاكم شكايت كرده و واقعه را نزد وى بازگو كند ، پس وظيفه حاكم آن است كه مرد را به مقدار سه ماه مهلت دهد تا كفاره داده و به همسرش مراجعه نمايد يا وى را طلاق دهد .
شارح ( ه ) مىفرماين :
ابتداء سه ماه از زمانى است كه زن نزد حاكم شكايت كرده است .
سپس در ذيل [ يفىء ] مىفرماين :
مقصود از آن [ يرجع عن الظّهار ] است يعنى مرد از ظهارش رجوع نمايد .
البتّه لازم است كه رجوع ابتداء صورت گرفته و سپس كفاره را بدهد چنانچه قبلا گذشت .
قوله : و لو ماطل بالعود و التكفير : ضمير فاعلى در [ ماطل ] به [ زوج ] راجع است .
قوله : رافعته الى الحاكم : ضمير فاعلى در [ رافعته ] به [ زن مورد ظهار ] راجع بوده و ضمير مفعولى به [ مطل ] كه از [ ماطل ] استفاده مىشود راجع است .
قوله : فينظره ثلاثة اشهر : ضمير فاعلى به ( حاكم ) و ضمير مفعولى به ( ظهاركننده ) عود مىكند .
قوله : حتى يكفّر و يفىء : ضميرهاى فاعلى به ظهاركننده راجع است .
قوله : او يطلّق : ضمير فاعلى بظهاركننده عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 401
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠١