متن :
و لو انهدم المسكن الذي طلقت فيه أو كان مستعارا فرجع مالكه في العارية ، أو مستأجرا انقضت مدته أخرجها إلى مسكن يناسبها و يجب تحري الأقرب إلى المنتقل عنه فالأقرب اقتصارا على موضع الضرورة و ظاهره كغيره أنه لا يجب تجديد استئجاره ثانيا و إن أمكن ، و ليس ببعيد و وجوبه مع إمكانه ، تحصيلا للواجب بحسب الإمكان و قد قطع في التحرير بوجوب تحري الأقرب و هو الظاهر فتحصيل نفسه أولى .
شرح فارسى :
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اگر منزل و مسكنى كه زن در آن طلاق داده شده است منهدم شد يا عاريه بود و مالكش در آن رجوع كرده و تحويل گرفت يا اجارهاى بوده و مدّت اجاره به سر آمد بر مطلّق واجبست زن را به منزلى ديگر كه با حال وى مناسب است ببرد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
بر مطلّق لازم است حتى الامكان منزلى كه به منتقل عنه نزديكتر است انتخاب و تهيه نمايد چه آنكه ضرورت ايجاب نموده زن را از خانه قبلى نقل دهند و در موارد ضرورت مىبايد اكتفاء به مقدار متيقّن بنمايند و قدر متيقّن از جواز نقل ، نقل به خانه قريب است لذا با بودن چنين مسكنى اگر به خانه دور تر بخواهند وى را ببرند جوازش مشكوك بوده و احتياط مقتضى است به همان اقرب به منزل سابق اكتفاء نمايند .
و از ظاهر عبارت مصنّف ( ره ) اينطور استفاده مىشود كه اگر مثلا خانه قبلى اجارهاى بوده و مدّتش تمام گشته شده است جهت ابقاء مطلّقه در آن لازم نيست اجاره را تجديد كنند بلكه با امكان آن مىتوانند
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 218
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٨