مدخول بها بوده عينا پس از رجوع نيز مدخول بها است از اينرو اگر بعدا طلاق ديگر واقع شود و لو قبل از دخول باشد طلاق مدخول بها به حساب مىآيد .
2 - اساسا زنى كه در عدّه رجعى است زوجه مطلّق محسوب مىشود و پيش از پايان ايّام عدّه از وى منقطع و جدا نمىگردد .
و شاهد بر اين مدعى آنست كه در اين مدت تمام احكام زوجيّت براى زن و مرد ثابت است همچون توارث و عدم جواز نكاح مرد با خواهر زن و با داشتن چهار زن كه يكى از آنها مطلّقه است حقّ گرفتن زن پنجمى را ندارد و نيز وجوب نفقه زن بر مرد و عدم جواز نشوز وى و ديگر احكام .
و شاهد ديگر آنكه مرد در زمان عدّه بدون آنكه لفظ [ رجعت ] را بگويد مىتواند ابتداء به قصد رجومع با همسرش نزديكى كند و اين امور خود شاهد اقوائى است بر اينكه زن در عدّه زوجه مطلّق مىباشد .
قوله : و لو طلّق الذّميّة : ضمير فاعلى در [ طلّق ] به زوج مطلّق راجع است .
قوله : جاز مراجعتها : ضمير مجرورى در [ مراجعتها ] به ذميّه عود مىكند .
قوله : و لو منعنا من ابتداء نكاحها : كلمه [ لو ] وصليّه بوده و ضمير در [ نكاحها ] به [ ذميّه ] بازمىگردد .
قوله : لا انّها تحدث حكم نكاح جديد : ضمير در [ انّها ] به [ رجعت ] برمىگردد .
قوله : و من ثمّ امكن طلاقها ثلاثا : مشار اليه [ ثمّ ] استصحاب حكم الزّوجية السّابقة بوده و مرجع ضمير در [ طلاقها ] مطلّقه مىباشد .
قوله : بعدها : يعنى [ بعد الرّجعة ] و كلمه [ بعد ] ظرف بوده و متعلّق
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 118
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٨