بعد مىفرماين :
و در معناى [ رجعت ] است لفظ [ رددتك ] و [ امسكتك ] چه آنكه اين دو لفظ در قرآن شريف وارد شدهاند :
خداوند متعال مىفرماين : و بعولتهنّ احقّ بردّهن « شوهران زنان مطلّقه از ديگران جهت بازگرداندن آنان به خود اولى و سزاوارتر مىباشند » .
و نيز مىفرمايد : فامساك بمعروف « مراجعه به زنان و نگاهدارى ايشان بر وجه نيكو الخ » .
كه در اين دو آيه الفاظ [ ردّ ] و [ امساك ] به معناى رجوع مىباشند .
لازم به توضيح است كه الفاظ ياد شده تا اينجا احتياجى به نيّت رجوع ندارند زيرا نفس الفاظ در افاده اين معنا صراحت دارند .
ولى برخى از فقهاء فرمودهاند :
در دو لفظ اخير يعنى [ رددتك ] و [ امسكتك ] به آن احتياج مىباشد چون اين دو محتمل غير معناى رجوع نيز مىباشند همچون گرفتن با دست يا در خانه و امثال آن .
اين كلام از قائل ياد شده نيكو و پسنديده است .
سپس در ذيل [ و بالفعل الخ ] مىفرماين :
لمس به شهوت كه دلالت بر رجوع داشته باشد همچون قول بوده و به مجرّد تحقّقش زوجيّت بازمىگردد بلكه چه بسا مىتوان آن را اقوى از قول دانست .
ناگفته نماند كه مباح بودن و جواز لمس موقوف به اين نيست كه قبلا مرد رجوع نموده و پس از آن همسرش را مسّ كند ، زيرا زن در زمان عدّه باز زوجه و همسر مرد است از اينرو نيازى به تقدّم رجوع نيست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 111
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١١