شارح ( ره ) مىفرماين :
به اين معنا كه حصّه و سهم قابله از آن مادر بوده اگر چه عقيقهكننده پدر طفل باشد حال پس از آنكه حصّه قابله را بمادر دادند او موظّف است كه آن را صدقه دهد و خود از آن تناول نكند زيرا تناول و خوردن مادر از آن مكروهست چنانچه عنقريب خواهد آمد .
ناگفته نماند كه صدقه اختصاص به فقراء ندارد بلكه مادر ميتواند آن را بهركسى كه بخواهد بدهد چنانچه در خبر اينطور وارد شده است .
قوله : تصدقت به الامّ : ضمير در [ به ] به كل واحد من الرجل و الورك راجع است .
قوله : تكون لها : ضمير مؤنث به [ ام ] راجعست .
قوله : و ان كان الذابح الاب : مقصود از [ ذابح ] عقيقهكننده مىباشد .
قوله : ثمّ هى تتصدق بها : ضمير [ هى ] به ام و ضمير در [ بها ] به حصّه قابله عود مىكند .
قوله : لانّه يكره لها الاكل : ضمير در [ لانّه ] به معناى شأن بوده و ضمير در [ لها ] به ام راجع است .
قوله : كما ورد فى الخبر : مؤلف گويد :
مقصود خبرى است كه صاحب وسائل آن را در ج 15 ص 150 نقل نموده و قبلا اين خبر را نقل نموديم .
متن :
و لو بلغ الولد و لما يعق عنه استحب له العقيقة عن نفسه ، و إن شك الولد هل عق عنه أم لا فليعق هو إذ الأصل عدم عقيقة أبيه ، و لرواية عبد اللَّه بن سنان عن عمر
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 370
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧٠