و در اين حكم فرقى نيست بين اينكه مرد زنى را كه همراه خويش مىبرد بواسطه قرعه از بين همسران ديگرش انتخاب كرده يا بدون آن به اين امر مبادرت كرده باشد .
ولى برخى از فقهاء فرمودهاند :
اگر مرد همسرش را با قرعه انتخاب كرده و بهمراه خود برده قضاى نوبت ديگران بعهدهاش ثابت نيست ولى در غير اين صورت قضاء لازم و واجبست .
سپس مرحوم شارح مىفرماين :
اما اگر زن به مسافرت رفت : بايد بگوئيم در صورتى كه سفرش واجب بوده يا جايز باشد ولى با اذن شوهر اقدام به آن كرده قضاء نوبت او بر شوهر واجب است .
و اگر زن براى غرضى از اغراض شخصى خود به سفر برود و فرض اين باشد كه از جانب شوهر نيز اذن دارد در اينكه قضاى نوبت وى بر شوهر واجبست يا واجب نيست مرحوم علامه دو قول دارد يكى را در قواعد و ديگرى را در تحرير اختيار فرموده است .
ولى از نظر ما حق اينست كه قضاء واجب است زيرا فرض اين است كه در اين سفر از قبل شوهر مأذون بوده و صرف عن شخصى از مسافرت مسقط قضاء از مرد نيست .
و اما اگر زن در سفر غير واجبى بدون آنكه به آن ضرورت و احتياجى داشته باشد از شوهر اذن نگرفت و به آن اقدام نمود ناشزه محسوب شده و حقّش ساقط مىباشد .
قوله : الى ان ترج الى الطاعة : ضمير فاعلى در [ ترجع ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 233
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٣