قوله : دون غيره من العيوب : ضمير در [ غيره ] به عيب عنّه راجع است .
متن :
و شرط الجذام تحققه بظهوره على البدن ، أو بشهادة عدلين ، أو تصادقهما عليه ، لا مجرد ظهور أماراته من تعجر الوجه ، و احمراره ، أو اسوداده ، و استدارة العين ، و كمودتها إلى حمرة ، و ضيق النفس ، و بحة الصوت ، و نتن العرق ، و تساقط الشعر فإن ذلك قد يعرض من غيره .
نعم مجموع هذه العلامات قد يفيد أهل الخبرة به حصوله و العمدة على تحققه كيف كان .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
شرط در جذام آنست كه تحقق و وجود خارجى پيدا كند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از تحقق جذام اينستكه يا بر بدن ظاهر شده باشد و يا دو شاهد عادل بر ثبوت و وجودش گواهى دهند يا زن و شوهر هردو بر وجود آن متفق بوده باشند .
اما صرف ظهور علائم آن مثل ضخيم شدن صورت و سرخ شدن يا سياه شدن آن و نيز گرد شدن چشمان و تمايل رنگ چشم به سرخى و پيدا شدن تنگى نفس و گرفتگى صدا و بدبو شدن عرق بدن و ريختن مويها هيچيك مجوّز فسخ عقد نميشوند چه آنكه اين امور گاهى از غير جهت جذام نيز در شخص عارض مىگردند .
بلى : مىتوان گفت مجموع اين علائم اگر در شخصى پيدا شد گاهى براى اهل خبره و اشخاصى كه اهل اطلاع هستند علم به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 166
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٦