اصل مىباشد .
و همچنين دو وجهى كه نقل شد در صورت ذيل جارى است :
مردم زنى را كه شوهرش فوت نموده و خبر فوت بزن نرسيده به عقد خويش درآورد بدون اينكه با وى همبستر شود يا بدون اينكه بداند شوهرش فوت كرده او را به تزويج خويش درآورد و با وى همبستر نيز شد .
مؤلف گويد :
حاصل ايندو صورت و فرق آنها باهم اينست كه :
صورت اول تصوريش چنين است :
مردى مىداند كه شوهر زنى فوت كرده و در واقع نفس الامر وى در عدّه وفات است ولى خبر مرگ وى بزن نرسيده است حال وى را به عقد خويش درآورد ولى با او وطى ننمود .
ولى صورت دوم آنست كه :
مردى نمىداند كه شوهر زن فوت كرده چنانچه زن نيز خود نمىداند معذلك به عقد مرد درآمد و مرد با او وطى نمود و سپس در هردو صورت معلوم شد كه پيش از عقد و وطى شوهر فوت كرده بوده است حال شارح ( ره ) مىفرماين :
در ايندو صورت نيز دو احتمال است ولى اقوى از نظر ما آن است كه زن بواسطه عقد در صورت اوّل و وطى در فرض دوم بر عاقد و واطى حرام ابدى نمىشود زيرا مقتضى براى حرمت ابدى يكى از دو امر ذيل مىباشد :
الف : آنكه زن در عدّه باشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 92
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٢