در فرض دوّم با واسطه مىباشند .
ج : زنيكه از جدّه پدرى زيد شير خورده عمه او و اگر از جدّه مادرى وى تغذيه نموده باشد خالهاش به حساب مىآيد .
د : زنيكه از شير متعلق به جدّ پدرى زيد شير خورده عمّه و از شير متعلق به جدّ مادرى او تغذيه نموده خاله رضاعى وى شمرده مىشود
قوله : و اخوات من ولدهما : كلمه [ ولدهما ] بتشديد لام بوده و ضمير فاعلى آن به [ من موصوله ] و ضمير [ هما ] به فحل و مرضعه راجع است .
متن :
و بنات الأخ ، و بنات الأخت ، و بنات أولاد المرضعة ، و الفحل من الرضاع و النسب ، و كذا كل أنثى أرضعتها أختك ، و بنت أختك ، و بنات كل ذكر أضعته أمك أو ارتضع بلبن أبيك
برادرزاده و خواهرزادگان رضاعى
شرح فارسى
مرحوم شارح ميفرمايند :
دختران برادر و دختران خواهر رضاعى عبارتند از دختران اولاد زن شيرده و نيز دختران اولاد صاحب شير اعم از آنكه اولاد مرضعه و صاحب شير نسبى بوده يا رضاعى باشند .
و همچنين هرمؤنثى كه خواهر و دختر خواهر او را شير داده باشند خواهرزاده رضاعى به حساب مىآيد .
و نيز دختران هرمذكرى كه مادر شما آن مذكر را شير داده يا از شير پدر شما استفاده نموده برادرزاده رضاعى محسوب مىشوند .
قوله : و بنت اختك : معطوفست به [ اختك ] .