2 - محمد بن مسلم نيز از مولانا حضرت باقر عليه السلام سؤال مىكند راجع به مردى كه مادرش در غياب وى زنى را براى وى تزويج كرد .
حضرت عليه السلام فرمودند :
چنين نكاحى جايز است منتهى مرد اگر خواست قبول كرده و اگر هم بخواهد مىتواند آن را واگذارد . برخى از قائلين به عدم جريان فضولى در نكاح فرمودهاند روايت دوّم سند براى جواز فضولى در نكاح نيست زيرا مقصود از [ قبول ] در اين روايت تجديد عقد است يعنى حضرت فرمودهاند مرد اگر خواست مىتواند زن مورد عقد اول را دوباره براى خود تزويج كرده چون عقد اول باطل بوده است و اگر هم بخواهد مىتواند او را رها كرده و زنى ديگر بكابين خود درآورد .
بنابراين روايت يادشده نه تنها دليلى بر جواز و جريان فضولى در نكاح نمىشود بلكه شاهد بر بطلان آن نيز مىباشد .
شارح ( ره ) در جواب از اين استدلال مىفرماين :
حمل قبول بر تجديد عقد خلاف ظاهر است و وجهى براى ارتكاب خلاف ظاهر وجود ندارد بنابراين قبول به معناى امضاء است در مقابل ترك يعنى رد كردن و امضاء ننمودن .
3 - ابو عبيده حذّاء در روايت صحيحى اينطور نقل مينمايد كه :
از مولانا حضرت باقر عليه السلام راجع به پسر و دختر جوانى سؤال مىكند كه ولىّ ايندو اقدام بر تزويج آنها نموده درحالىكه ايشان هنوز بالغ نشده بودند .
حضرت عليه السلام مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 239
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٩