خارج شده و بدين وسيله وصف [ شريك ] بر او صادق نيست اگرچه قبلا واجد اين وصف بوده ولى اينمقدار كافى نيست زيرا مقصود از شريك در تعريف شفعه كسى است كه فعلا و در وقت ثبوت استحقاق داراى اين وصف باشد چه آنكه از نظر شرع تنها همين صورت معتبر و فرضى كه قبلا صفت شريك ثابت بوده و سپس از شخص مرتفع شده اعتبارى ندارد و دليل اين كلام آن است كه :
در باب مشتق شرط است كه معناى مشتق منه در مشتق باقى باشد و مبناى مقابل آنكه بقاء را شرط ندانستهاند صحيح نيست .
قوله : و لا يرد النقض فى طرده : يعنى طرد تعريف .
و مقصود از [ طرد ] منع بوده و اصطلاحا [ طارد ] بتعريفى گفته مىشود كه مانعى از اغيار باشد و مراد از نقض در طرد اين است كه تعريف مانع از اغيار نباشد .
قوله : فانّه بعد البيع : ضمير در [ فانّه ] به معناى شأن است .
قوله : اذ ليس فى التعريف انّها مبيعة : ضمير در [ انها ] به حصة راجع است .
قوله : لغيره او له : ضمير در [ لغيره ] و [ له ] به شريك راجع است .
قوله : يصدق الاستحقاق بالاخذ : يعنى بواسطه گفتن [ اخذت بالشفعة ] .
قوله : يصدق بنفس الملك : مقصود مالك شدن بواسطه خريدن است و ضمير مستتر به [ استحقاق ] راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 296
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٦