اوان و زمان چيدن عرفى ميوهها بحسب درختان متفاوت است و در هردرختى چيدن ميوهاش از نظر عرف زمانى معيّن و مشخّص و مخصوص به خود دارد حال اگر اهل عرف در زمان چيدن ميوهاى تمام با هم متفق باشند كه حكم واضح و روشن است ولى اگر حكم آنها مضطرب و مختلف بود قانون اين است كه اغلبيّت را ملاك قرار داده و حكمى را كه بيشتر آنها به آن متمايلند تبعيّت بايد نمود و در صورتى كه آراء و اقوال ايشان با هم متساوى باشد سه احتمال در بين است :
1 - آنكه لازم است به حكم كسانى كه زمان چيدن را كمتر معيّن كردهاند رجوع نمود مثلا دستهاى زمان چيدن ميوه را سه ماه بعد از ظهور گفته و گروهى سه ماه و نيم تعيين نمودهاند الزاما حكم دسته اول بايد تبعيّت گردد .
2 - لازم است به حكم كسانى كه زمان چيدن را بيشتر گفتهاند عمل نمود .
3 - واجب است يقين به زمان چيدن و صلاحيّت ميوه براى اخذ از درخت پيدا نمود لذا در مورد اختلاف اهل عرف بقول هيچيك نمىتوان عمل كرد و در صورت عدم حصول يقين بيع باطلست .
قوله : الى اوان اخذها : ضمير در [ اخذها ] به ثمره راجع است .
قوله : و بدونه يبطل : ضمير در [ بدونه ] به يقين و ضمير مستتر در [ يبطل ] به بيع عائد است .
متن :
و طلع الفحل للبائع متى ظهر ، و كذا باقي
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 449
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٤٩