البيع ، و إمضائه ، فإن فسخ استرده ، و إن انتقل قبله عن ملك المشتري .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
مشروط عليه ( مشترى ) اگر عبد را آزاد نمود پس به شرط عمل نموده و محل صحبت نيست و در غير اين صورت مشروط له ( بايع ) حق خيار دارد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
يعنى وى مخيّر است بين اينكه بيع را فسخ كرده يا امضاء نمايد پس اگر فسخ نمود مملوك را مطالبه و استرداد مىكند اگرچه قبل از فسخ وى مشترى آن را به ديگرى انتقال داده باشد .
قوله : و ان انتقل قبله : فاعل در [ انتقل ] ضميرى است كه به مملوك راجع بوده و ضمير در [ قبله ] به فسخ راجع است .
متن :
و كذا يتخير لو مات قبل العتق فإن فسخ رجع بقيمته يوم التلف ، لأنه وقت الانتقال إلى القيمة ، و كذا لو انعتق قهرا .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و نيز در صورتى كه مملوك قبل از عتق مشترى فوت شود بايع حق خيار دارد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
پس اگر بايع عقد را فسخ كرد به قيمت روزى كه مملوك در آن فوت شده رجوع كرده و آن را از مشترى در قبال رد ثمن دريافت كند چه آنكه اين وقت زمانى است كه عين به قيمت منتقل گرديده
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 339
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٩