م : آنكه تصرف از قبيل هيچيك از اين امورى كه تا به اينجا نقل شد نباشد مثل اينكه مورد معامله اسب بوده و وى به آن سوار گرديده است .
سپس مىفرماين :
در موردى كه تصرّف از قبيل احداث مانع است از سه حال خارج نيست :
ن : آنكه قبل از حكم به بطلان خيار زائل شود .
س : آنكه بعد از حكم مزبور زائل گردد .
ع : آنكه اصلا مانع زائل نشده و همچنان باقى باشد .
و پس از آن مىفرماين :
مغبون نيز از سه حال خارج نيست :
ف : آنكه بايع مغبون باشد .
ص : آنكه مغبون مشترى باشد .
ق : آنكه هردو مغبون باشند .
و سپس مىفرماين :
اقسامى كه گفته شد مجموع انحاء و اقسام تصرّف در مسئله غبن مىباشد كه حاصل ضرب آن در احتمالات متصوره بيش از دويست مسئله ايجاد مىكند كه تمام عام البلوى و مورد ابتلاء هستند و متأسفانه حكم آنها بطور مستوفى و كافى در كلمات فقهاء به چشم نمىخورد و ما در اينجا بطور مجمل و خلاصه به حكم آنها اشاره مىنمائيم .
قوله : المغبون فيه : ضمير در [ فيه ] به مبيع راجعست .
قوله : او فى ثمنه : يعنى ثمن چنين مبيعى .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 256
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٦