فرع
و سپس مى فرمايند :
و مىتوان مخلوط از دو خاك يا مجموع آن دو را به طلا يا نقره فروخت با علم باينكه ثمن ( طلا يا نقره ) از مقدار مجانس خود كه داخل در خاك است بيشتر مىباشد مشروط باينكه زائد را بتوان به عنوان عوض در مقابل نقد غير مجانس داخل در خاك قرار دارد .
مؤلف گويد :
مثلا در مجموع يا مخلوط از دو خاك 1 مثقال طلا و 1 مثقال نقره است در صورتى كه اگر عوض را يك مثقال و دو نخود طلا قرار بدهند و با آن مجموع يا مخلوط را بخرند معامله صحيح است زيرا دو نخود طلا صلاحيّت دارد در مقال 1 مثقال نقره قرار گيرد و به اين صورت معامله را از ربوى يا سفهى بودن خارج كند .
قوله : و اولى منهما بيعهما بغيرهما : ضمير در « منهما » به دو مسئله مزبور يعنى « بيع ترابين به طلا و نقره » و « بيع ترابين به احدهما مع زيادة الثمن مع زيادة الثمن على مجانسه » راجع است و ضمير در - « بيعهما » به ترابين و در « غيرهما » به نقدين عائد مىباشد .
متن :
و لا عبرة باليسير من الذهب في النحاس بضم النون ، و اليسير من الفضة في الرصاص بفتح الراء ، فلا يمنع من صحة البيع بذلك الجنس و إن لم يعلم زيادة الثمن عن ذلك اليسير ، و لم يقبض في المجلس ما يساويه ، لأنه مضمحل ،
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 20
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠