به 100 در هم با كاستن يك در هم از هرده در هم در نتيجه ثمن 90 در هم مىشود ، يا چنين بگويد :
فروختم آن را به تو به 100 در هم با كاستن يك در هم براى هرده درهم .
البته در تعبير دوّم مقدار ثمن اندكى بيشتر از مبلغ ثمن بتعبير اوّلى مىباشد و تحقيقا مقدار اضافى 11 / 10 در هم مىباشد در نتيجه ثمن در اين تعبير 90 در هم باضافه ده جزء از يازده جزء يكدرهم مىباشد و جهت تفاوت ثمن در اين دو تعبير اين است كه در صورت اول مقدار وضع و كم شده از نفس ده در هم مىباشد زيرا ظاهر و وضيعة در هم من كل عشرة ( با كاستن يك در هم از هرده درهم ) اين است كه [ من ] به معناى تبعيض است يعنى در هم كم شده بعض از ده در هم مىباشد و چون در هرصد درهم ، دهتا ، ده در هم مىباشد قهرا از هرده در هم كه يكى كاسته شود در مجموع ( 10 ) درهم كم شده و باقيمانده 90 در هم كه ثمن مورد معامله است باقى مىماند .
ولى در صورت دوم كه با لام آورده و گفته : و وضيعة در هم لكل عشرة ( با كاستن يك در هم براى هرده درهم ) ، ظاهر اين تعبير اين است كه در هم وضع شده از نفس ده در هم و از ضمن آن كاسته نشده بلكه از خارجش صورت گرفته به اين معنا كه هرده در هم كه ملاحظه مىكنند يك در هم بابت آن از باقى دراهم بعنوان وضع و كاستن برداشته و به مشترى مىدهند پس مثل اينكه در صيغه چنين گفته از هريازده در هم يكدرهم بنفع مشترى كم مىگردد و چون در
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 161
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦١