شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر در وقت فرارسيدن اجل بيع و زمان تسليم ، مسلم فيه ناياب شد مشترى مخيّر است بين فسخ معامله و اينكه صبر نمايد تا مبيع حاصل شود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
حكم مزبور و تخييرى كه مرحوم مصنف فرمود در وقتى استكه بيع مدتدار بوده و امكان حصول مبيع بعد از رسيدن وقت تحويل داده مىشد منتهى بر خلاف انتظار بر حسب اتفاق منقطع و ناياب گشت ، لذا طبق فرموده مصنف در اينجا مشترى مخير است بين اينكه معامله را فسخ كرده و پولى كه به بايع داده از وى بگيرد زيرا به حق خود نرسيده و از باب نفى ضرر در اسلام مىتواند معامله را فسخ كند و بين اينكه صبر كرده تا مبيع دلخواه به دستش برسد .
و مىتواند هيچيك از فسخ و صبر را مراعات نكرده بلكه قيمت وقت ناياب شدن مبيع را از بايع مطالبه كند زيرا در اين وقت وى عين مبيع را استحقاق دارد و چون عين موجود نيست بدلش كه قيمت است متعلق حق وى واقع مىشود .
سپس مىفرماين :
اقوى از نظر ما اين است كه خيار در اينجا فورى نيست از اينرو مشترى بعد از صبر نمودن و حاصل نشدن مبيع مىتواند يكى از دو امر ديگر يعنى فسخ و رجوع به رأس المال يا اخذ قيمت مبيع را اختيار نمايد مشروط باينكه تصريح باسقاط حق خود نكرده باشد .
ناگفته نماند : اگر بايع در وقت مقرر مبيع و مسلم فيه را در
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 128
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٨