تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
قوله : واحدا كان اه : اين عبارت تلويحا تضعيف قول كسانى است كه تحقق بغى و جريان احكامش را فقط در جائى ميدانند كه ياغيان متعدد باشند همچون مرحوم شيخ الطائفه و ابن ادريس كه ياغى واحد را باغى ندانسته بلكه وى را از جمله قطّاع طريق به حساب آورده‌اند . قوله : كابن ملجم لعنة اللّه عليه : عبد الرحمن بن ملجم مرادى از كسانى است كه بعد از وقعه نهروان با ساير هم مسلكانش در مكه جمع مىشدند و بر مقتولين نهروان مىگريستند و در اثناء همين ايام در انجمنشان اين سخن بميان آمد كه على عليه السلام و معويه ملعون كار اين امت را پريشان و تباه كرده‌اند پس بايد جماعت مسلمين را از زحمت ايشان آسوده ساخت مردى در آن ميان گفت عمرو بن العاص نيز از ايشان كمتر نباشد و از اينرو تصميم گرفتند كه اين سه را بكشند عبد الرحمن بن ملجم كمر بر قتل حضرت امير سلام اللّه عليه بست و حجّاج بن عبد اللّه معروف به ( برك ) بر كشتن معاويه همّت گمارد و عمرو بن بكر تميمى هلاكت عمرو عاص را ضامن شد و قرار گذاشتند هرسه تن را در يك شب و ساعت بكشند لذا ابن ملجم به طرف كوفه آمد و شمشير خود را به زهر آلوده ساخت و منتظر وقت موعود بود تا شب 19 ماه مبارك رمضان فرارسيد بامداد آن شب بكر بر قتل معاويه دست نيافت بلكه زخمى بر معاويه زد كه بعدا معالجه شد و عمرو بن بكر نيز بواسطه اينكه در آن شبن عمرو عاص به مسجد نيامده بود و ديگرى را بجاى وى امام جماعت كرده بودند او را نكشت بلكه نائب وى را با تيغ در خون بغلطانيد .