في العدد بني على الأقل ، و في العود على عدمه عملا بالأصل فيهما .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
و همچنين اگر غير كبوتر را كوچ دهند در الحاق آن از نظر حكم به كبوتر دو احتمال است .
ولى حق اين است كه بگوئيم :
در مواردى كه نصّ و روايت ظاهرى بر آن قائم نشده بطور قطع حكم بعدم الحاق بايد نمود ، بنابراين اگر حيوان كوچ داده شده به محل خود بازگردد كفاره واجب نيست و در صورت عدم مراجعت در الحاقش به تلف ترديد و توقف بايد نمود زيرا حقيقت و هويّت اتلاف غير از كوچ دادن است پس حكم يكى از ايندو را بر ديگرى نميتوان اثبات كرد سپس روى مبنائى كه فرمود ( يعنى و حيث لا نص ظاهرا الخ ) فرعى را عنوان نموده و مىافزايد :
اگر در عدد حيوان كوچ داده شده شك نمود چه در كبوتر و چه در غير آن حكم اين است كه قدر اقل كه يقينى است ملاحظه كرده و در زائد بر آن برائت جارى نمايد ، پس اگر شك بين 5 يا 6 فرد كبوتر نمود بنابر 5 گذاشته و براى هريك گوسفندى بدهد .
و نيز اگر در بازگشت حيوان كوچ داده شده شك نمود بمقتضاى اصل عدم بازگشت بنا گذارد كه آن برنگشته و حكم آن را ملتزم شود .
قوله : ففى الحاقه بالاتلاف : ضمير در [ الحاقه ] بمنفرى كه بازنگشته برمىگردد .
قوله : نظر : يعنى ترديد و شك است .
قوله : لاختلاف الحقيقتين : مقصود اتلاف و اذهاب و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 263
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٣