الصحيح منها أن في بيض القطاة بكارة من الغنم ، و أما المخاض فمذكور في مقطوعة ، و العمل على الصحيح .
و قد تقدم أن المراد بالبكر الفتي .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و در شكستن تخم هريك از قطا ( مرغى است كه بنام سنگخوار معروف است ) و كبك و درّاج ( بفتح دال و تشديد راء پرندهاى است رنگين شبيه به كبك كه داراى گوشت لذيذى بوده و در فارسى به آن پور و جرب گويند ) در صورتى كه جوجه در تخم متحرك شده باشد بابت هر تخمى يك بچه گوسفند كفاره بايد بدهند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مرحوم مصنف در اين كتاب و نيز جماعتى ديگر از فقهاء حكم هرسه را بطور مطلق صغير الغنم دانستهاند ولى مرحوم مصنف در كتاب دروس فرموده :
در تخم قطا و كبك لازمست گوسفند مخاض ( يعنى گوسفند مادهايكه صلاحيت باردارى در او باشد ) بدهد و از شكستن تخم درّاج نامى نبرده است .
نصوص و اخبار وارده در اين مسئله حكم به وجوب غنم نموده بدون اينكه قيد ( صغار ) را اعتبار كرده باشند ولى آنچه در بعضى از اخبار صحيحه مىباشد اين است كه :
در شكستن تخم قطا يك گوسفند باكره بايد بدهد و در اين خبر نامى از مخاض نيست بلكه اين را در روايت مقطوعهاى كه در همين باب وارد است مىتوان يافت ولى حق اين است كه بر طبق
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 224
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٤