كلمه [ عود ] تغاير داشتن معاداليه با معادمنه است و پرواضح است كه اگر هم معاداليه و هم معادمنه قرار داده شود اگر اشتباه نباشد لااقل بايد گفت حسنى ندارد در حالى كه اگر مكه را معادمنه و منى را معاداليه قرار دهيم عبارت بىاشكال شده و حسن پيدا مىكند پس به اين لحاظ اعمال مكه را مىتوان از اعمال اولى در منى اقوى دانست .
قوله : و غيرها : يعنى و غير عبارت دروس .
قوله : انكان خرج منها : ضمير در [ منها ] بمنى راجعست .
از اين عبارت استفاده مىشود در بعضى از ناسكين مىتوان تصور كرد كه از منى جهت اعمال مكه خارج نمىشوند مثل كسى كه طواف و سعى را قبل از وقوفين بجاى آورده يا قصدش اين است كه طوافين و سعى را بعد از اعمال دوم منى بجاى آورد چه آنكه تأخير اين اعمال تا آخر ماه جايز و صحيحست اگرچه نسبت ببعضى از ناسكين همچون متمتع بنا به رأى برخى از فقهاء حرام است ولى از نظر ايشان نيز چنانچه قبلا گفتيم اعمال صحيح است .
متن :
للمبيت بها ليلا ليلتين ، أو ثلاثا كما سيأتي تفصيله ، مقرونا بالنية المشتملة على قصده في النسك المعين بالقربة بعد تحقق الغروب ، و لو تركها ففي كونه كمن لم يبت ، أو يأثم خاصة مع التعمد وجهان : من تعليق وجوب الشاة على من لم يبت ، و هو حاصل بدون النية ، و من عدم الاعتداد به شرعا بدونها .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 153
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٣