اگر طفل مقدارى از روز را توانست روزه باشد بهمانمقدار او را وادار كنند و صرف اينكه امساك در پارهاى از روز ، روزه نبوده و با صوم شرعى تناسب ندارد بهانه براى سقوط استحباب تمرين نمىشود زيرا خود شارع به همين مقدار راضى و قانع شده است .
و سپس مىفرماين :
امّا در نيّت اين روزه طفل مخيّر است آن را با قصد وجوب بجاى آورده يا با نيّت استحباب انجام دهد چه آنكه غرض اصلى تمرين و حصول عادت و زوال مشقّت است و اين منظور با هر دو سازش دارد چنانچه مرحوم مصنّف و ديگران نيز حكم به همين تخيير را نمودهاند .
البتّه چون اين عبادت در اين وقت وجوب ذاتى ندارد بهتر اين است كه قصد استحباب كنند زيرا وجوب بدون وجه و دليل است بخلاف استحباب و ندب كه از وجه خالى نيست .
قوله : ذكره المصنّف و غيره : ضمير منصوبى در [ ذكره ] به تخيير راجع است .
متن :
( و المريض يتبع ظنه ) فإن ظن الضرر به أفطر ، و إلا صام ، و إنما يتبع ظنه في الإفطار ، أما الصوم فيكفي فيه اشتباه الحال ، و المرجع في الظن إلى ما يجده و لو بالتجربة في مثله سابقا ، أو بقول من يفيد قوله الظن و لو كان كافرا ، و لا فرق في الضرر بين كونه لزيادة المرض ، و شدة الألم بحيث لا يتحمل عادة ، و بطء برئه ، و حيث يحصل الضرر و لو بالظن لا يصح الصوم ، للنهي عنه ( فلو تكلفه مع ظن الضرر قضى )
شرح فارسى :
3 - مرحوم مصنّف مىفرماين :
مريض تابع گمان و ظنّ خود بايد باشد و به آن عمل كند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 89
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٩