فالمبنىّ للفاعل منه : ضمير در « منه » به ماضى برمىگردد .
ما كان اوّله مفتوحا : ضمير در « اوّله » به « ما » راجع است .
او كان اوّل متحرّك منه مفتوحا : ضمير در « منه » به « ما » برمىگردد .
الى آخره : باقى صيغههاى چهاردهگانه عبارتند از :
نصرت ( يارى كرد يكزن غائب در زمان گذشته ) .
نصرتا ( يارى كردند دو زن غائب در زمان گذشته ) .
نصرن ( يارى كردند زنان غائب در زمان گذشته ) .
نصرت ( يارى كردى تو يكمرد حاضر در زمان گذشته ) .
نصرتما ( يارى كرديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته ) .
نصرتم ( يارى كرديد شما مردان حاضر در زمان گذشته ) .
نصرت ( يارى كردى تو يكزن حاضر در زمان گذشته ) .
نصرتما ( يارى كرديد شما دو زن حاضر در زمان گذشته ) .
نصرتنّ ( يارى كرديد شما زنان حاضر در زمان گذشته ) .
نصرت ( يارى كردم من در زمان گذشته ) .
نصرنا ( يارى كرديم ما در زمان گذشته ) .
على هذه المذكورة افعل : مقصود چهارده صيغه فعل ماضى از باب افعال است همچون :
اكرم ( احسان نمود يك مرد غائب در زمان گذشته ) .
اكرما ( احسان نمودند دو مرد غائب در زمان گذشته ) .
اكرموا ( احسان كردند مردان غائب در زمان گذشته ) .
تا آخر صيغههاى چهاردهگانه .
فاعل : منظور چهارده صيغه فعل ماضى از باب مفاعلة است همچون :
ضارب ( زدوخورد نمود يكمرد غائب در زمان گذشته ) .
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى) — صفحة 26
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦