تفعيل ببريم مانند :
فرح زيد ( شاد شد زيد ) كه وقتى عين الفعل يعنى « راء » را تشديد داديم مىشود :
فرّح زيد ( شاد كرد زيد ) لذا اگر مفعولش را در كلام ذكر كنيم مىشود :
فرّحت زيدا ( شاد كردم زيد را ) .
2 - آنكه باوّلش همزه بيافزائيم و بعبارت ديگر آن را بباب افعال ببريم مانند :
جلس زيد ( نشست زيد ) كه وقتى همزه باوّلش بيافزائيم مىشود :
اجلس زيد ( نشانيد زيد ) لذا اگر مفعولش را در كلام ذكر كنيم مىشود :
اجلست زيدا ( نشانيدم زيد را ) .
و به حرف الجرّ فى الكلّ : يعنى تمام افعال غير متعدّى را چه از ثلاثى مجرّد بوده و چه از غير آن باشد اگر بخواهيم متعدّى كنيم بواسطه اضافه كردن ( باء جارّه ) مىتوان چنين نمود مثلا « ذهب » يعنى رفت ، فعل ثلاثى مجرّد است و لازم مىباشد ، حال اگر بخواهيم آن را متعدّى كرده و برايش مفعول بياوريم مىگوئيم : ذهبت بزيد ( بردم زيد را ) .
يا « انطلق » يعنى آزاد بود ، فعل ثلاثى مزيد از باب « انفعال » است و لازم مىباشد حال اگر بخواهيم آن را متعدّى كرده و برايش مفعول بياوريم مىگوئيم :
انطلقت بزيد ( آزاد كردم زيد را ) .
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى) — صفحة 22
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢