بنابراين تمام اين افعال مانند « يرمى » بوده و آنچه در آن گذشت در اينها جارى مىباشد .
و نيز مىگوئى :
يرضى : خوشنود است يكمرد غائب
يرضيان : خوشنود هستند دو مرد غائب
يرضون : خوشنود هستند مردان غائب
ترضى : خوشنود است يكزن غائب
ترضيان : خوشنود هستند دو زن غائب
يرضين : خوشنود هستند زنان غائب
ترضى : خوشنود هستى تو يكمرد حاضر
ترضيان : خوشنود هستيد شما دو مرد حاضر
ترضون : خوشنود هستيد شما مردان حاضر
ترضين : خوشنود هستى تو يكزن حاضر
ترضيان : خوشنود هستيد شما دو زن حاضر
ترضين : خوشنود هستيد شما زنان حاضر
ارضي : خوشنود هستم
نرضي : خوشنود هستيم .
و همچنين است هرفعلى كه حرف قبل از لام الفعلش مفتوح باشد مانند :
يتمطّى ( مىكشد ) ، يتصابى ( ميل مىكند به بازى ) و يتقلسى ( مىپوشد كلاه را ) و چنانچه ملاحظه مىكنيم در « يرمى » و « يرضى » صيغه مفرد مؤنّث حاضر همچون صيغه جمع مىباشد ولى در تقدير با يكديگر اختلاف دارند ، پس وزن مفرد مؤنّث در يرمى « تفعين » و در يرضى « تفعين » بوده و وزن جمع در يرمى « تفعلن » و در يرضى « تفعلن » مىباشد .
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٩