تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 980

مساهمون:

ص٩٨٠

طلبيدن يزيد اهل بيت رسالت را و معذرت خواستن

چون مدّت اقامت اهل بيت رسالت در شام به طول انجاميد و تمام اهل شام معرفت به حال اهل بيت رسالت بهم رسانيدند و دانستند كه آنها خارجى نبوده بلكه اولاد رسول و ذرارى فاطمه بتول بوده‌اند در آشكار و پنهان زبان به طعن و ملامت يزيد گشودند كه اين حركات ناشايسته چرا از يزيد بروز كرد در كوچه و بازار از شناعت اين كردار سخن بود يزيد خواست كه مردم را از اين گفتارها بازدارد و اظهار داشت كه كشتن امام حسين عليه السّلام بدون اذن من بوده ابن زياد در قتل وى شتاب نمود خدا لعنت كند او را پس حكم كرد قرآنها را مجزا كردند و به اهل سوق دادند كه مشغول خواندن قرآن شوند و از بدگوئى و شناعت زبان ببندند از اين جهت قرآن را از آن روز سى پاره نمودند و به تلاوت مشغول شدند و اهل بيت را در حرم خاصه و يا در منزلى عليحده و يا در قصر خود جاى داد به روايت روضة الشّهداء امّ كلثوم خاتون درخواست نمود كه منزلى معين كنند تا به مراسم عزادارى خامس آل عبا مشغول شوند يزيد اجازت داد در خارج كوشگ منزلى جهت ماتم‌دارى مقرر شد مخدّرات تشريف بردند اسباب عزادارى فراهم كردند زنهاى اكابر و اعيان از قرشيّات و هاشميّات با لباسهاى ماتم حاضر شدند و سرسلامتى به اهل بيت مىدادند و مرثيه‌خوان زينب و امّ كلثوم سلام اللّه عليهما بودند كه نوحه‌گرى مىنمودند و زنان مىگريستند اين بود حالت زنها و امّا حالت امام زين العابدين عليه السّلام اغلب به حكم يزيد صبح و شام با يزيد هم‌غذا بود تا اينكه يزيد ديد كه ماندن اهل بيت در شام اسباب رسوائى او است و روز به روز قبح كار يزيد آشكار و مظلومى آل اطهار مكشوف مىگردد اين بود كه فرمان داد اهل بيت را كلّا و طرّا اناثا و ذكورا حاضر كردند در مجلسى خاص كه آراسته بود چنانچه مجلسى عليه الرّحمه در جلاء العيون فارسى نقل مىكند پس از احضار آل اطهار زبان به معذرت گشود و اظهار ندامت از فعل خود نمود مال و اموال و لباس