تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨
همين كه صبح شد اسيران را از خرابه به منزل خويش طلبيد اظهار ندامت نمود و معذرت خواست و گفت اكنون بگوئيد ببينم كدام يك از اين دو در نزد شما پسنديده است ماندن در شام و يا مراجعت به مدينه اينجا بمانيد كمال مواظبت را دربارهء شما خواهم نمود به مدينه برويد عطا و جايزهء گرانبها به شما خواهم داد و عيال ويلان سلطان شهيدان به گريه درآمدند عليا مكرّمه زينب خاتون عليها السّلام كه از بزرگ حرم بود فرمود اى يزيد خواهش ما يك مشت زن اسير آنست كه اوّلا اذن بدهى تا چند روز براى سيّد و آقاى خود گريه و ناله كنيم زيرا ما را نگذاشته كه براى شهيدان خود گريه كنيم و عزاى آنها را برسر پا نمائيم اين داغ در دل خواهرها و مادرها و دخترها مانده نحبّ اوّلا ان ننوح على الحسّين عليه السّلام يزيد قبول كرد و اجازت داد ثمّ اخليت لهنّ الحجر و البيوت فى دمشق پس يزيد حكم كرد خانه‌ها و حجره‌ها از براى ايشان خالى كردند آن برادر كشته‌ها و جوان‌مرده‌ها را منزل دادند و نيز اسباب عزادارى فراهم كردند زنان هاشمى و قريشى كه در شام بودند شنيدند كه اهل بيت به عزادارى مشغولند و يزيد ممانعت ندارد لهذا آنچه زن از محبّان بود لباسهاى سياه پوشيدند به هيئت اجتماع به منزل آن عزاداران غريب مىآمدند و نوحه‌گرى مىنمودند و لم يبق هاشميّه و لا قريشية الّا و لبست السّواد على الحسين و ندبوه على ما نقل سبعة ايّام مدّت هفت روز در شام عزاى امام عليه السّلام برپا بود و مرثيه‌خوان عليا مكرّمه زينب خاتون و امّ كلثوم سلام اللّه عليهما و سكينه خاتون عليها السّلام بود چنانچه مرحوم مجلسى عليه الرّحمه در بحار مرثيه عليا مكرّمه را كه در شام خوانده بود نقل مىنمايد

چاره‌جوئى يزيد پليد از امام سجاد عليه السّلام براى كارى كه بدتر از كفر بود و مرتكب آن شد

علّامه مجلسى در بحار مىفرمايد ثمّ انزلهم يزيد داره الخاصّة فما كان يتغذّى و لا يتعشى حتى يحضر علىّ بن الحسين عليه السّلام يعنى عيال حضرت را يزيد به حرم