تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 912

مساهمون:

ص٩١٢
يكى عمامه سجّاد را ز فرق ربود * رخ سكينه ز سيلى يكى نمود كبود يكى بسان اجل تاخت برسر زينب * ز سر كشيد يكى كهنه معجر زينب يكى به شانه كلثوم تازيانه زدى * رقيه را دگرى كعب نى به شانه زدى عروس را يكى اندر طناب گيسو بست * تن چو موى وى آن تيره‌روى با مو بست گشاده ظالمى آنگاه برتعدى دست * ز كينه ده تن ايشان به يك طناب ببست تمام را چو به يك ريسمان ز كين بستند * كشان كشان سوى بزم يزيد آوردند ولى به يك كشش ريسمان بهر معبر * تمامشان بفتادند روى يكديگر عمارتى كه در او بود جاى آن غدّار * نشانده بود در او هفت در جهنّم دار ز هردرى كه گذشتند آل پيغمبر * زدند كعب نى و سنگ و چوبشان برسر رسيد بردر هفتم چو زينب افكار * نشست روى زمين با دو ديده خونبار بگفت زين عبارتش كه اى كشيده تعب * چه روى داده كه جان ببينمت رسيده به لب
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 912 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى