تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
حضرت ايشان از آن خرما و سرشير تناول نمودند و بعد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست‌هاى مباركشان را شستند در حالى كه امير المؤمنين عليه السّلام آب به روى دست‌هاى آن حضرت مىريختند و پس از آنكه آن جناب از شستن دست‌ها فارغ شدند دست به پيشانى كشيده آنگاه به طرف على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام نظرى كه حاكى از سرور و نشاط بود نموده سپس با گوشه چشم به جانب آسمان نگريست بعد صورت مبارك به طرف قبله كرده و دست‌ها را گشاد و دعا نمود و پس از آن به حال گريه به سجده رفته و با صداى بلند مىگريستند و اشگ‌هايشان جارى بود . سپس سر از سجده برداشته و به راه افتادند در حالى كه اشگ‌هاى آن حضرت قطره قطره مىريخت گويا باران در حال باريدن بود ، از اين صحنه حضرت فاطمه و على و حسن و حسين عليهم السّلام محزون شده و من نيز متأثر گشته و اندوهگين شدم ولى همگى از سؤال نمودن پرهيز كرده و از آن حضرت نپرسيديم كه سبب اين گريه چيست تا گريستن آن جناب به درازا كشيد در اين هنگام على و فاطمه عليهما السّلام پرسيدند : چه چيز شما را گريانده يا رسول اللّه خدا هرگز چشمان شما را نگرياند قلب ما از اين حال شما جريحه‌دار گرديده ؟ ! حضرت فرمودند : اى برادر من ، بواسطه شما مسرور گشتم . . . . مزاحم بن عبد الوارث در حديث خود به اينجا كه مىرسد مىگويد : نقل است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جواب امير المؤمنين فرمودند : اى حبيب من به واسطه شما چنان مسرور و شادمان شدم كه تاكنون اين‌طور خوشحال نشده بودم و به شما نگريستم و خدا را برنعمت شما كه به من داده حمد و سپاس نمودم ، در اين هنگام جبرئيل عليه السّلام برمن فرود آمد و گفت :