تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
لباس زنها و اطفال گشودند و در اندك زمانى چه بسا دخترها كه بىگوشواره و خلخال شدند و چه بسيار بانوان كه بىمعجر و بدون چادر گشتند . اصعب مصائب و سخت‌ترين حالات از براى اهل بيت سيّد الشهداء سلام اللّه عليه همان وقت بود كه در چنگ آن رجّاله‌ها و دون‌فطرت‌ها گرفتار شدند . قال حميد بن مسلم : فو اللّه لقد كنت ارى المرأة من نسائه و بناته و اهله تنازع ثوبها و عن ظهرها حتّى ثغلب عليه فيذهب به عنها . به خدا قسم من ديدم زن يا دخترى را كه مىخواستند غارت كنند ، آن محترمات باعفت پيش از آنكه دست نامحرمان به سوى آنها دراز شود لباس و معجر و اثاث خود را به زمين مىافكندند تا اجنبىها از پى اساس بروند و كارى به آنها نداشته باشند . صاحب بيت الاحزان مىنويسد : اوّل بانوئى كه كفّار كوفه و شام غارت كردند عليا مخدّره جناب زينب خاتون بود كه چادر و مقنعه از سر او كشيدند و گوشواره از گوشش درآوردند و بدنبالش گوشواره از گوش جناب امّ كلثوم و فاطمه نوعروس درآورده و گوش آن مظلومه را پاره كردند . و نيز در كتاب مصائل المعصومين مىفرمايد : شمر شرير وقتى با جمعى از منافقين عليهم اللعنة داخل خيمه جناب سيّد السّاجدين عليه السّلام شدند ، پس آن بىايمانان به شمر گفتند : آيا نكشيم اين جوان را ؟ آن ملعون به ايشان اذن داد و گفت : او را به همين طورى كه در فراش خود خوابيده است بكشيد . راوى « 1 » مىگويد :
هامش
( 1 ) - مقصود از « راوى » حميد بن مسلم است